اين پست به دليل شخصي بودن تبليغات و كامنت دعوت عمومي ندارد
پناه مي برم به خداوند از حسادت و دروغ
كه هر دو آفت انسانيت است ...

خورشيد اگر دريچه به زندان بياورد
شايد خدا به معجزه ايمان بياورد
با ما هر آنچه بغض يكي كارگر نشد
تا اين كوير تف زده باران بياورد
با خويش بد معامله كرديم و باختيم
تا شادي گران غم ارزان بياورد
سرما گذشته فصل ولي نوبهار نيست
پائيز رفته است زمستان بياورد
ساحل نشستگان زمان را حذر دهيد
دريا سكوت كرده كه طوفان بياورد
اي مرگ ! ايستاده اي و دم نمي زني
تا زندگي چه بر سر انسان بياورد؟
امير سنجوري
اردي بهشت ۸۸ -چهارباغ عباسي-پاساژ سيتي سنتر اصفهان (پشت دخل بوتيك !)